نوشته شده در 1392/02/08, 23:22 توسط فاطیما
راه-حل-هایی-برای-پاک-کردن-لکه-ها
در این مطلب راه حل هایی برای پاک کردن لکه های ایجاد شده بر روی لباس و فرش و دیوار ارائه میگردد   زنگ زدگي روي لباسبراي پاك كردن زنگ زدگي روي لباس بايد به مدت 10 دقيقه با دواي ضد زنگ ، لكه راماسا‍‍ژ دهيد. و بعد با پودر رختشويي محل لكه را بشوييد.لكه زنگ زدگي روي حوله با آبليموي داغ برطرف مي شود. اما هيچ...
نوشته شده در 1392/01/26, 00:39 توسط mehrdad
ترکیب-excel-و-word-برای-ایجاد-نامه
  چند وقت قبل در جریان یک همایش لازم بود که نام کاربری و رمز عبور افراد شرکت کننده در همایش را برای هر فرد ارسال کنیم. فایل اکسلی داشتیم که حاوی تعداد زیادی اسامی و نام کاربری و رمز عبور بود. آن زمان با همت افراد گروه یکی یکی ایمیل ها رو ارسال کردیم که کار خسته کننده و طولانی بود و وقت زیادی از ما...
نوشته شده در 1392/01/16, 23:21 توسط mehrdad
معرفی-نرم-افزار-snagit
تاکنون برای شما پیش آمده است که بخواهید یک مطلب آموزشی رایانه تهیه کنید؟ معمولا این کار به دو روش صورت می‌گیرد. یک روش این است که مطالب را نوشته و بین توضیحات از تصاویر مربوط به نرم افزار استفاده کنید، که عموما در کتاب های آموزشی نرم افزار می‌بینید. روش دوم کار با نرم افزار و ارایه توضیحات صوتی و همزمان...
نوشته شده در 1391/12/13, 21:42 توسط مهرداد
انسان-های-کم-نظیر
بعضی آدم ها هستن که فقط به درد اینکه باهاشون بری ماشین سواری و با صدای بلند اهنگ گوش بدی نمی خورن فقط به درد اینکه مسخره بازی دربیارن و بخندی نمی خورن ، این آدم ها تنهامشغله ذهنی شون سر و لباس شون یا اسپرت کردن ظاهر ماشین شون نیست ، بااین آدم ها می تونی گاهی توی تاریخ سفر کنی ، لابه لای کتاب ها قدم...
ادامه مطلب ...1108بازدید
55555
نوشته شده در 1391/11/22, 12:01 توسط دکتر محبت محبی
به-مناسبت-سی-و-یکمین-جشنواره-فیلم-فجر
- "خوشحالم که جایزه اندیشه این سینما به من تعلق گرفت."سال 1381 زمانی که پرویز شهبازی با نفس عمیقش این جایزه را برد و این جمله را بر زبان آورد، خیلی ها و بویژه جوانان آن دوره مسحور کامران، منصور و آیدا بودند و فیلم کالتشان هنوز پس از یک دهه با هیچ اثری، حتی از صاحب این اثر، جایگزین نشده است.سال 1382،...
ادامه مطلب ...1163بازدید
33333
نوشته شده در 1391/11/14, 22:34 توسط مریم
lg-products
  امروزه لوازم خانگی ال جی یکی از برندهای محبوب و پر طرفدار بازار ایران می باشد . و این کمپانی توانسته است جایگاه خوبی در بازار لوازم خانگی ایرانی پیدا کرده و خیلی از مارک های داخلی و خارجی را به حاشیه براند . من البته با کمک شما خوانندگان محترم در این مطلب قصد دارم به بررسی نکات مثبت و منفی محصولات...
ادامه مطلب ...1145بازدید
55555
نوشته شده در 1391/11/01, 01:21 توسط دکتر محبت محبی
این-عشق-است-نگاهی-به-فیلم-تقدیم-به-رم-با-عشق
  نوشته دیوید دنبی، نیویورکر" تقدیم به رم با عشق" فیلم ساده و سریعی است که نسبت به فیلم های اخیر وودی آلن، سریعترین دیالوگ ها و اکت ها را دارد. فیلم آرام اما دقیق بین کمدی رمانتیک و فارس در نوسان است. 13 کاراکتر اصلی و چندین کاراکتر فرعی در این فیلم نقش دارند. وودی آلن، اینک در 76 سالگی، برخی از ایده...
ادامه مطلب ...1116بازدید
00000
نوشته شده در 1391/10/03, 22:53 توسط دکتر محبت محبی
نگاهی-به-فیلم-بی-خود-و-بی-جهت
بی خود و بی جهت بر خلاف نامش، اصلا بی خود و بی جهت نیست و نرم و کمرنگ جهت دار می نماید. باید اذعان کرد که این روزها کاهانی به درجه ای از تالیف در وادی سینما رسیده است که جسورانه اولین فیلم ایرانی با زمان معادل زمان فیزیکی - real time-  را می سازد و از این کارزار نسبتا موفق بیرون می آید که البته بخشی...
ادامه مطلب ...1347بازدید
55555

ماما

کودکی پس از تولد

تا قبل از ورودم به رشته مامایی اطلاعات چندانی درموردش نداشتم . تصورات ذهنیم هم خلاصه میشد به اون دسته از فیلم هایی که قرار بود یه جنین توسط یک مامای خشن که محل کارش درون یه زیر زمین تنگ و تاریک که گوشه و سقف دیوارهای اونو تارهای عنکبوت پرکرده بودند سقط بشه بود . این صحنه ذهنی هم اینگونه ادامه پیدا می کرد که اون زن (مادربچه) ازدیدن اون ماما بشدت ترس و وحشت پیدا می کردو صدای جیغ و فریادهای مکرر زنی که در حال کورتاژ بود لرزه براندامش وارد می کرد و در حالی که آب دهنشو قورت می داد و رنگ از رخسارش پریده بود،صدای ماما رو می شنوه که بهش میگه زود باش برو رو تخت چند نفر دیگه هم پشت سرت تو نوبت هستن،بیخودی هم آب قوره نگیر،جوری واست سقطش می کنم که آب تو دلت تکون نخوره ها هاهاها! اما اون زن هنوز هم ته دلش راضی نبود و وقتی لکه های خون رو که روی زمین ریخته شده بودند،می دید بیشتر از هر لحظه ی دیگه ای می ترسید برای یه لحظه چشماش رو بست و سعی کرد یه نفس عمیق بکشه هنوز چشماشو باز نکرده بود که با صدای آژیرماشین پلیس بخودش اومد و پرده رو از کنار پنجره کشید و دید که شوهرش همراه با چندنفر از اعضای نیروی انتظامی درب اونجا رو باز کردن و یکیشون بلند صدا می زنه:خانم ماما دستا بالا و بی حرکت! هرجا هستی زود خودتو نشون بده اینجا تحت کنترله تلاشت برای گریز بی فایده است!!! (کسی این فیلمو دیده؟!) ) . اما بعدها تصورات ذهنی دیگران هم بر تصورات اسبقم اضافه شد و علاوه بر حرکت خبیثانه ای که تو ذهن خودم بود این قضیه که ماماها اصولاً خیاط های ماهری در زمینه دوخت و دوز انواع پرده ها حتی با گلدوزی هستند هم اضافه شد! باری تصورات ذهنی من محدود به این اطلاعات نشد و بعدها متوجه شدم که ماماها در واقع نسل اصلاح شده ی قابله ها هستند و دامنه فعالیتشون بطور کلی متفاوت از چیزیه که عوام فکر می کنند! این بعدها درست زمانی بود که من وارد رشته مامایی شدم و از نزدیک با حیطه فعالیت ماماها آشنا شدم و متوجه شدم ...

 رشته مامایی و فعالیتش بطور کلی متفاوت از اون چیزهایی بود که قبلاً در موردش فکر می کردم... روزها و شبها هفته ها و ماه ها و حتی سالها گذشت تا من بتونم با مفهوم مامایی آشنا بشم و بدونم کی هستم و وظیفه ام چیه و چه آرزوهایی برای خودم در این رشته دارم . خدارو شکر می کنم که تا به این لحظه از انتخاب این رشته تحصیلی خیلی راضی هستم و از اینکه عمده فعالیتم مربوط به امر تولد میشه پر از حس زندگی میشم . این حس رو درست سال قبل که مشغول گذروندن واحد مدیریت در بخش ساکت و مخوف آی سی یو بودم بدست آوردم بخشی که هرازچندگاهی یکی از بیمارانش به دلیل وضعیت وخیمی که داشت در نهایت سکوت دارفانی رو وداع می گفت و ملحفه ی سفید رنگی بر روی او نهاده میشد،اون زمان بود که قدر بخش شلوغ و پرسرو صدا و حتی جیغ های مادران در انتظار تولد در زایشگاه رو دونستم و هیچ وقت از شنیدن این صداها خسته نشدم...کودک پس از تولد و در بیمارستان

 اما این روزها دلتنگم دلتنگ گریه های نوزادان و خنده های مادران  دلتنگ بی قراری هایم دلتنگ خستگی هایم دلتنگ لباسهای سبزم و بیشتر از همه دلتنگ چکمه های سفیدم هستم...درست هفت روز پیش بعداز گذراندن یک آزمون کتبی و دو آزمون عملی فاینال پرونده تحصیلی من در دوره کارشناسی در این رشته بسته شد.... راستش تا قبل ازاین آزمونها به هیچ وجه احساس نمی کردم دچار این احساسات بشم . پراز استرس بودم پراز بی خوابیها پر نگرانیها پر ازترسها ...اما درست در لحظه ای که تمام مراحل آزمون عملی زایشگاهم در کنار سه تن از اساتیدم به پایان رسید پراز اشک شدم...یک لحظه تمام آن چهارسال تمام آن دوران دانشگاهی و  واحد های بیمارستانی جلوی چشمانم آمد و بغضم شکسته شد...و از همان لحظه دلتنگ شدم .

 اما امسال بالاخره به طور رسمی و شرعی و قانونی ماما شدم! مامایی که حالا باید دوره طرح خود را بگذراند تا بیشتراز هر زمان دیگری بر مهارتهای قانونی اش البته! تبحر پیدا کند... تا در نهایت بتواند آرزوهای خویش را در این حیطه عملی سازد...

روز جهانی ماما

 

منبع :newmidwife.blogsky.com

.

نوشتن دیدگاه

نظر شما حداکثر ظرف 48 ساعت آینده توسط مدیر بررسی و منتشر خواهد شد.
لطفا ایمیل صحیح درج نمایید تا از انتشار نظرتان مطلع گردید .
انجمن پونود نیز محیطی جهت فعالیت و انتشار مطالب و نظرات مفید شما می باشد .


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

حاضرین در پـــونــود

ما 24 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

آخرین نظرات کاربران